2025/05/05 by albehbabahani, marjan
Psychology · Social Sciences · #Academic and Historical Perspectives in Psychology #Social Representations and Identity #Educational Philosophies and Pedagogies
paper · doi:10.71897/jet.2025.1216992
مقدمه و هدف : در سالهای اخیر، تلاش برای بومیسازی علوم انسانی و تلفیق دانش روانشناسی با آموزههای دینی و فرهنگی در نظام آموزش عالی ایران افزایش یافته است. با این حال، تدریس روانشناسی با رویکرد الهی و فرهنگی با موانع مفهومی، آموزشی و نهادی متعددی مواجه است که میتواند اثربخشی آموزش را کاهش دهد. نظام آموزشی روانشناسی در ایران، با وجود زمینه فرهنگی و دینی غنی، همچنان عمدتاً متکی بر نظریهها، مفاهیم و منابع ترجمهشده از بافتهای سکولار غربی است. این ناهمخوانی منجر به شکاف معنایی، معرفتی و هویتی در فرآیند تدریس و یادگیری روانشناسی شده است. پژوهش حاضر با هدف آسیبشناسی تدریس دروس روانشناسی با رویکرد الهی و فرهنگی انجام شد. روش شناسی پژوهش : روش پژوهش کیفی و مبتنی بر تحلیل مضمون بود. نمونه پژوهش شامل14 نفر از اساتید و دانشجویان رشته روانشناسی با تجربه تدریس یا تحصیل با رویکرد الهی بود که با روش نمونهگیری هدفمند و گلولهبرفی انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته گردآوری و با استفاده از تحلیل مضمون کدگذاری شد. یافته ها : تحلیل دادهها منجر به استخراج ۸ مضمون اصلی، ۱۶ مضمون فرعی و ۳۲ کد مفهومی شد. مضامین اصلی عبارت بودند از: ۱) تعارض محتوای روانشناسی با مبانی دینی، ۲) تعارض نقش مدرس با ساختار سکولار دانشگاه، ۳) فقدان چارچوب نظری بومی و تلفیقی، ۴) چالشهای منابع درسی، ۵) سردرگمی شناختی دانشجویان، ۶) مقاومت نهادی در برابر تحول الهی، ۷) تجربههای موفق در تدریس تلفیقی، و ۸) راهکارهای ارتقاء. شرکتکنندگان ضمن اشاره به موانع ساختاری، نظری و فرهنگی، بر ضرورت تحول در برنامهریزی درسی، بازنگری در منابع آموزشی و تبیین مبانی معرفتشناختی دینی در روانشناسی تأکید داشتند. بحث و نتیجه گیری: یافتهها نشان دادکه بدون ارائه چارچوب نظری منسجم، حمایت نهادی و تربیت اساتید آگاه به مبانی دینی و علمی، تدریس روانشناسی با رویکرد الهی با چالشهای پایدار مواجه خواهد بود.