2025/09/09 by Rauf Moghadam, Vahid, Fazeli, Ahmad
Arts and Humanities · Social Sciences · #Active Intellect #Avicenna #Islamic Studies and History #Islamic Thought and Society Studies #Law of the One #Medieval and Classical Philosophy #Particular obligations #Practical reason #Practical wisdom #Universal perception
paper · doi:10.71908/rational.2025.1217482
openalex publication_date 2025/09/09 · openalex created_date 2025/12/19 · openalex updated_date 2026/07/01
چکیده: نوشتار پیشرو با روشِ تحلیلی به ارزیابی اجمالی آرای ابنسینا و فارابی دربارة «عقلعملی» و کارکردهای آن با التفات به آراء ملاصدرا میپردازد.فارابی و ابنسینا اغلب از تقارب تحلیل خوبی برخوردارند، اما دربارة عقلعملی و کارکردهای آن مبنای متفاوتی دارند. فارابی حکمتِعملی را در ادراکاتِکلی و جزئی، محصولِ خالصِ عقلِعملی میداند. اتصالِ عقلِعملی به عقلِفعال را برای دریافتِ بایدهایکلی اخلاقی میپذیرد و آنرا مختصِ عقلِنظری نمیداند.اما ابنسینا کارکردِ ادراکیِاصطلاحی را برای عقلِعملی نمیپذیرد و صرفاً محصولِ نهائیِ عقلعملی را الزاماتِجزئیِ میداند و ادراککلی بایدها را کارکردِ عقلِنظری و ادراک ِ شواهدِجزئی را از ورودیهای خیالی میپندارد.قوایِ نفس و کارکردهایش را با الواحد اثبات نموده و برای قوایِنفس، وظیفة انحصاری میپذیرد و بر همین اساس، اتصال به عقلِفعال را از کارکردهای انحصاری عقلنظری میداند.ملاصدرا همسو با سهروردی، الواحد را مختص بسائطِحقیقی میداند و قوایِنفس را با الواحد اثبات نمینماید،نظیرِ فارابی عقلعملی را مُدرکِ الزاماتکلی میداند.به نظر میرسد ابنسینا در آثار مختلفِ خود از عباراتِ متهافتی استفاده نموده است، اما بیان وی روشن است و فقط بایدهای جزئی را خروجیِ کار عقلِعملی میداند. فارابی و ملاصدرا ادراکاتِ کلی را هم کارکرد عقلعملی میدانند، اما نهایتاً هر سه اندیشمند، احکامِ اخلاقی را با یک ثبات و عمومیتی اثبات مینمایند.