2025/09/15 by Ebrahimi, Mahsa, Komeilipour, Ali
Computer Science · Economics, Econometrics and Finance · Social Sciences · #Artificial Intelligence #Comparative Law #Digital Transformation in Law #Ethics and Social Impacts of AI #Imami Jurisprudence #Intellectual Property #Law, AI, and Intellectual Property #Machine Works.
paper · doi:10.82466/jbli.2025.1218130
openalex publication_date 2025/09/15 · openalex created_date 2025/11/10 · openalex updated_date 2026/07/07
تحولات هوش مصنوعی در سالهای اخیر، پرسشهای بنیادینی را در حوزه مالکیت فکری برانگیخته است. آثار تولیدشده توسط سامانههای هوشمند مرز سنتی میان «انسان» و «ابزار» را در خلق اثر مخدوش ساخته و ضرورت بازاندیشی در مبانی اصالت، خلاقیت و انتساب مالکیت را ایجاب میکند. پژوهش حاضر با روش تحلیلی–تطبیقی، ضمن بهرهگیری از مبانی فلسفی (حقوق طبیعی، نظریه شخصیت و فایدهگرایی) و قواعد فقهی (العقود تابعه للقصود، لاضرر و احترام مال المسلم)، به بررسی چارچوب حقوقی ایران و مقایسه آن با نظامهای حقوقی منتخب از جمله ایالاتمتحده، اتحادیه اروپا و انگلستان پرداخته است. نوآوری مقاله در آن است که با ترکیب تحلیل فلسفی–فقهی و دادههای تطبیقی، الگویی بومی برای تعیین ماهیت حقوقی مالکیت آثار ناشی از هوش مصنوعی ارائه میدهد؛ الگویی که از یکسو پاسخگوی ضرورتهای تقنینی ایران باشد و از سوی دیگر همسو با روندهای بینالمللی و الزامات اقتصاد دانشبنیان عمل نماید. یافتههای تحقیق نشان میدهد که در حقوق ایران، به دلیل فقدان نص صریح، انتساب اثر به انسان بهعنوان مالک، تنها از طریق قواعد فقهی و اصول کلی حقوقی قابل دفاع است؛ در حالیکه برخی نظامهای حقوقی غربی یا به انکار کلی چنین آثاری پرداختهاند یا به راهکارهای میانهرو چون انتساب به کاربر یا توسعهدهنده روی آوردهاند. بر این اساس، پیشنهاد اصلی پژوهش آن است که قانونگذار ایرانی با الهام از ظرفیتهای فقهی و تجارب تطبیقی، چارچوبی منعطف و عادلانه برای مالکیت آثار ناشی از هوش مصنوعی وضع نماید تا ضمن حمایت از نوآوری و سرمایهگذاری، از بروز اختلافات حقوقی و خلأ تقنینی در آینده پیشگیری شود