2025/07/13 by Karimi, Mohamad Reza, Abedi, Sadegh, Alinezhad, Alireza
Engineering · #Dematel #ISM #Mining Techniques and Economics #Mining and Resource Management #NZE scenario #Sustainable development #Tailings Management and Properties #mines #modeling
paper · doi:10.82433/jnree.2025.1217868
openalex publication_date 2025/07/13 · openalex created_date 2025/11/11 · openalex updated_date 2026/07/01
مقدمه: توسعه پایدار در بخش معدن بهعنوان یکی از صنایع زیربنایی، نقشی کلیدی در گذار به سمت اقتصاد کمکربن و تحقق سناریوی انتشار خالص صفر دارد. این صنعت از یکسو بهعنوان موتور رشد اقتصادی و تأمینکننده مواد اولیه برای فناوریهای نوین شناخته میشود و از سوی دیگر، اثرات قابلتوجهی بر محیطزیست و جوامع محلی برجای میگذارد. بنابراین، شناسایی متغیرهای کلیدی و تحلیل روابط میان آنها برای دستیابی به آیندهای پایدار در این بخش ضرورتی انکارناپذیر است. مواد و روشها: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی–تحلیلی است. جامعه آماری شامل ۸۰ خبره در حوزه معدن، محیطزیست و سیاستگذاری انرژی بود که با روش نمونهگیری هدفمند و گلولهبرفی انتخاب شدند. ابتدا متغیرهای مؤثر بر توسعه پایدار معادن با بهرهگیری از روش دلفی فازی شناسایی و نهایی شدند. سپس روابط علّی و معلولی میان متغیرها با استفاده از روش دیماتل فازی تحلیل گردید و در نهایت، ساختار روابط میان متغیرهای کلیدی با بهرهگیری از مدلسازی ساختاری تفسیری (ISM) تدوین شد. نتایج و بحث: بر اساس نتایج دلفی فازی، ۱۲ متغیر کلیدی در چهار بعد اقتصادی، اجتماعی، فناورانه و زیستمحیطی شناسایی شد. تحلیل دیماتل نشان داد متغیرهایی همچون هزینه سرمایهگذاری، قیمت جهانی فلزات، سطح رفاه اجتماعی و آموزش زیستمحیطی در گروه تأثیرگذار قرار دارند، در حالیکه متغیرهایی مانند شدت انرژی، بازیافت پسماند و سلامت اکوسیستم بیشتر تأثیرپذیر هستند. در مدلسازی ساختاری تفسیری، سه متغیر سیاستهای قیمتگذاری کربن، هزینه سرمایهگذاری و قیمت جهانی فلزات بهعنوان عوامل پایه و پیشران شناسایی شدند که نقش کلیدی در هدایت سایر متغیرها ایفا میکنند. متغیرهای میانی مانند پذیرش اجتماعی فناوری و نوآوری فناورانه نقش واسطهای داشته و متغیرهای وابسته نظیر شدت انرژی و سلامت اکوسیستم بهعنوان خروجیهای نهایی شناخته شدند. مقایسه دو روش دیماتل و مدلسازی ساختاری تفسیری نشاندهنده هماهنگی بالای نتایج و روایی یافتههاست. نتیجهگیری: نتایج نشان میدهد دستیابی به توسعه پایدار معادن و همسویی با سناریوی انتشار خالص صفر، مستلزم تمرکز سیاستی بر متغیرهای پایه و ایجاد هماهنگی میان متغیرهای میانی است تا بتوان در نهایت پیامدهای زیستمحیطی و اجتماعی مطلوب را محقق ساخت. این مدل ساختاری میتواند به سیاستگذاران کمک کند منابع را بهینه تخصیص دهند و مسیر گذار به معادن پایدار را تسهیل نمایند. بر اساس یافتهها، توصیه میشود سیاستگذاران در گام نخست سازوکارهای شفاف قیمتگذاری کربن و حمایتهای مالی برای کاهش هزینه سرمایهگذاری را طراحی کنند. در گام دوم، برنامههای حمایتی برای نوآوری فناورانه و توسعه هوشمصنوعی در استخراج ایجاد شود تا پذیرش اجتماعی فناوری و آموزش زیستمحیطی تقویت گردد. در گام سوم، با بهبود نظام پایش هوشمند، زیرساختهای بازیافت و ارتقای بهرهوری انرژی، امکان دستیابی به اهداف زیستمحیطی و بهبود سلامت اکوسیستم فراهم گردد. این مسیر سهمرحلهای میتواند نقشه راهی عملی برای سیاستگذاری و برنامهریزی آینده معادن در چارچوب توسعه پایدار و سناریوی انتشار خالص صفر باشد.