2024/01/02 by Hosein Haghighatpoor, Haghighatpoor, Hosein, Mohammad Zobdeh +1
Social Sciences · #: International Humanitarian Law #Armed conflict #Customary international law #Democratic legitimacy #Global Peace and Security Dynamics #Government (linguistics) #Imami Jurisprudence #International Law and Human Rights #Islamic Military Doctrine. #Legitimacy #Obligation #Principle of Obligation #Retaliation in Kind #War, Law, and Justice
paper · open access · doi:10.71678/ijrj.2025.967990
openalex publication_date 2024/01/02 · openalex created_date 2025/12/22 · openalex updated_date 2026/07/28
«قاعده الزام»، از جمله قواعد بنیادینی است که میتواند نقش سازندهای در حقوق بینالملل اسلامی و حل تعارضات آن با جامعه بینالمللی ایفا نماید. نوشتار پیش رو با استناد به منابع کتابخانهای و با روش تحلیلی – تطبیقی، امکان بهرهگیری از این قاعده را در مخاصمات مسلحانه بینالمللی مورد کنکاش قرار داده و در قالب بیان مصادیق متعدد، ضرورت نقشآفرینی و ظرفیت قاعده را به رخ میکشد. یافتهها حاکی است با وجود تفاسیر احیاناً منفعتطلبانه برخی دولتها از مقررات موجود در معاهدات ناظر به مخاصمات مسلحانه بینالمللی، بهرهگیری از ظرفیتهای این قاعده مفید و فراگیر، ضروری مینماید. به عنوان نمونه میتوان از تفاسیر موسّع آمریکا و رژیم صهیونیستی از ماده 51 منشور ملل متحد در باب دفاع مشروع، که متاثر از استراتژی امنیت ملی خود ارائه دادهاند، یاد کرد. بر بنیاد نتایج این نوشتار، هرچند دکترین امنیتی اینگونه کشورها، به حکم اولی در فقه امامیّه نامشروع باشد؛ قاعده الزام دریچهای است که با کاربست آن میتوان به دکترین نظامی مورد پذیرش ایشان در مقابل خودشان استناد جست.